الملا فتح الله الكاشاني
111
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بود و لهذا تفسير زفير به صورت حمار كردهاند و مراد از آن شدة تنفس است نزد سوختن آتش ايشان را و اين از قبيل اضافه فعل بعض است بكل بجهة تغليب و عدم التباس چه اين صفة از اصنام مسلوبست * ( وَهُمْ فِيها ) * و ايشان در دوزخ * ( لا يَسْمَعُونَ ) * نشنوند سخنى را كه بدان شاد شوند و راحتى بديشان رسد بلكه هميشه آواز معذبان شنوند و يا بجهة هول و شدت عذاب هيچ آوازى را نتوانند شنيد تا آن كه حقتعالى ايشان را كر ساخته باشد هم چنان كه كور گردانيده كما قال صما و بكما و عميا از عبد اللَّه مسعود مرويست كه بجهة آن آن را نشنوند كه در تابوتهاى آتشين باشند كه آن را بمسمارهاى آتشين محكم كردهاند و در قعر دوزخ انداخته و هر كس از ايشان گمان برد كه به غير از او كس ديگر معذب نيست در دوزخ و بدانكه اگر كلمهء ما مختص باشد به غير ذوى العقول كه معنى موضوع له او است پس مراد بما تعبدون اصنام خواهند بود و حكم آيه شامل عزير و عيسى و ملائكه نباشد كه معبود بعضى از كفرهاند و مؤيد اينست كه مخاطب مشركان مكهاند كه عبدهء اصنام بودهاند و اگر مؤول به من باشد يا به آنچه اعم از آن باشد از ذوى العقول و غير ذوى العقول پس آن مخصص خواهد بود بآيهء * ( إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ ) * چنان كه آوردهاند كه روزى رسول خدا ( ص ) در مسجد الحرام بود ديد كه صناديد قريش در حطيم سيصد و شصت بت نهاده بودند و آن را سجود ميكردند نزديك ايشان آمد و بنشست و با ايشان مناظره آغاز كرد و نضر بن حارث با آن حضرت در مقام مجادله برآمد و آخر حضرت سخن را بجايى رسانيد كه بر همهء ايشان حجت لازم آمد و چون ملزم شدند و هيچ جوابى نداشتند عناد ورزيده گفتند كه ما بر دين اباى خود راسخيم و از آن برنميگرديم حضرت آيهء إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه حَصَبُ جَهَنَّمَ بر ايشان خواند آتش غضب در كانون سينهء ايشان مشتعل شده برخواستند و از سر قهر از مسجد الحرام بيرون رفتند و عبد اللَّه الزبعرى در راه بايشان رسيد ديد كه ايشان بسيار پريشانند و در مهمى با يكديگر مساره و مشاوره مينمايند گفت شما را چه رسيده وليد بن مغيره آنچه پيغمبر فرموده بود اخبار او كرد ابن زبعرى چون ايشان را پريشان ديد گفت هيچ غم مخوريد و اضطراب مكنيد كه من با محمد ( ص ) مباحثه كنم و او را ملزم سازم پس نزد آن حضرت آمد و گفت يا محمد ( ص ) قد خصمتك و رب الكعبة به خدا سوگند كه آمدهام كه با تو مخاصمه كنم تو مىگويى كه هر چه ما دون اللَّه ميپرستيد حصب دوزخ خواهد بود و حال آنكه عزير و عيسى و ملائكه معبود يهود و نصارى و بنو مليحند پس لازم مىآيد كه ايشان همه در دوزخ باشند و هر گاه اين معبودان حصب جهنم باشند گو بتان ما نيز باشند حضرت فرمود كه معبودان ايشان شياطينند كه ايشان را به اين امر قبيح امر كردند و عزير و عيسى و ملائكه از پرستندگان خود بيزارند حقتعالى آيه فرستاد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ ) * بدرستى كه آنان كه پيش گرفته است